بانی وسازنده شهر جهرم

بانی وسازنده شهر جهرم
اطلاعات ما درباره جهرم در پیش از اسلام مانند سایر شهرهای ایران بسیار اندک است. در منابع نوشتاری موجود،نخستین مرتبه فارسنامه ابن بلخی که کتاب خود را بین سال های ۵۰۰تا۵۱۰ ه ق.تألیف نموده به نام بانی وسازنده شهر جهرم بر می خوریم.
((…و شهر فسا از پارس و شهرکی کِی آن را بشکان گویند و جهرم وآن اعمال بهمن بنا کرد…))
همانطور که می دانیم بهمن بن اسفندیار پادشاه اساطیرر ایران است و اصولاَ تطبیق نام پادشان اساطیری با پادشاهان واقعی کاری است که تا کنون پژوهشگران انجام نداده اند. اما صراحت مطالب برخی از کتاب ها گاهی این مشکل راحل می کند. برای مثال در مورد همین بهمن بن اسفندیار در کتاب مجمل التواریخ والقصص که از مؤلفی است ناشناخته از ۵۲۰ ه ق،چنین آمده است:
((کِی بهمن بن اسفندیار بود …ونام او اردشیر بوده که اردشیر دراز انگل(انگل:انگشت) خواندندی و او به بهمن معروفست و او را دراز دست نیز گویند:سبب آنک بر پای ایستاده ودست فرو گذاشتی از زانوبند بگذشتی…
بدین ترتیب می بینیم که بهمن بن اسفندیار همان اردشیر دراز دست که در سال ۴۶۴پیش از میلاد به پادشاهی رسید وتا ۴۲۴ ق.م پادشاهی کرد.
بدین ترتیب بانی وسازنده شهر جهرم اردشیر اول هخامنشی است وشهر جهرم در فاصله سال های ۴۶۵/ ۴۶۴-۴۲۵/ ۴۲۴ ق.م ساخته شده است.
ما پس از این موضوع،اطلاع دیگری درباره شهرجهرم نداریم تا در یکی از مآخذ می بینیم که می نویسد:
(جهرم)((پیش از اردشیر بابکان معمور بوده))
و سپس می افزاید که:
((جهرم وپسا ودارابگرد قبل از شیراز آباد بوده))
بگذریم که نویسنده این مطلب اطلاعی از سوابق تاریخی شهر فسا و شیراز نداشته اما از اردشیر اول هخامنشی آثاری مانند آثار باستانی در هیچ نقطه ای از ایران باقی نمانده که بتوان بهتر شرایط همزمانی آن را در نقطه ای دیگر بررسی کرد. ازسوی دیگر درباره آثار باستانی جهرن هم تا کنون پژوهشی انجام نشده که اطلاعات بیشتری در مورد این شهر به دست آید. تردیدی نیست که اگر از دوره اردشیر اول هخامنشی،آثاری در شهر جهرم یا شهرستان جهرم نباشد، از سایر مقاطع زمانی هخامنشی باید وجود داشته باشد مگر آن که خبر فارسنامه ابن بلخی نادرست باشدکه آن هم امکان ندارد.
درهمین جا می افزاید که آثار باستانی دوره ساسانی در شهرستان جهرم وجود دارد و آثاری نظیر قلعه گبری ها که هم از دوره ساسانی است بر فراز کوه های شهرستان جهرم دلیل بر این مدعاست.

غار تادوان

غار تادوان یکی از بزرگترین غارھای ایران است. دھانه غار تادوان در ارتفاع ۲۰۰ متری از سطح رودخانه قره آغاج و ۱۲۰۰ متری از سطح دریاست. غار تادوان دارای یک دھانه است. طول غار ۲۰۰ متر است.
این غار در ۱۲۰ کیلومتری شرق شیراز، در کنار رودخانه معروف ( قره آغاج ) واقع شده است. دھانه این غار بسیار زیبا است و ابعاد آن در حدود ۲۰*۳۰ متر می باشد و درون آن شعبه ھای متعددی وجود دارد. پس از عبور از راھروی ورودی و دالانی باریک در سمت چپ، تالار بسیار بزرگی نمایان می شود که طول آن بیش از ۶۰ متر است. عمق یکی از شعبه ھای ا ین غار، که ظاھرا شعبه اصلی آن محسوب می شود، بیش از ۵۰۰ متر است و به یک باتلاق منتهی می گردد.
در میان مردم بومی، منطقه ای که غار در آن واقع شده است، به تنگ تادوان نیز شھرت دارد.جانورانی که در داخل غار تادوان زیست میکنند شامل خفاش، سوسری(حشره ای مثل سوسک) و نوعی عنکبوت ھستند. داستانھا و افسانه ھایی در بین اھالی منطقه رواج دارد . بطور مثال بسیاری بر ا ین عقیده ھستند که انتهای غار تادوان به خلیج فارس متصل است.
در مقابل غار، در کوه تعدادی خانه ھای قدیمی معروف به “خو نه گبرو” وجود دارد که به یکدیگر راه دارند و به دوران مادھا برمیگردد. در کتاب تادوان نوشته ا ند که قبلا در این مکان جنگل ھای بسیاری بوده و مارھای ز یادی در آن زیست میکردند و نام قدیم تادوان “ماردان ” بوده است. قسمت انتھایی غار محل زیست تعداد زیادی خفاش است که از فضولات آنھا تعداد زیادی سوسری تغذبه می کنند. قسمت عمده غار را باید خزیده و یا کلاغ پر طی کرد، بجز قسمت انتهایی که دارای تالار بسیار بزرگی به وسعت ۵۰ متر می باشد .
راه غار تادوان :
از شیراز به سمت جهرم بعد از شهر خفر دو راهی در (سمت راست جاده) قرار دارد. قبل از رسیدن به روستا و قبل از عبور از رودخانه باید پیاده روی کرد. به موازات رودخانه و در خلاف جهت آب به سمت غرب ، دھانه غار کمی بالاتر از سطح رودخا نه درون دیواره ھای شمالی قرار دارد.

%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%81%d8%b1-1372267574

%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%81%d8%b1-1372267574-1

%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d9%86-1372267574

آرامگاه جاماسب حکیم

ضلع شمالی آرامگاه :
که خوشبختانه سالمترین بخش این ساختمان می‌باشد کوتاه‌تر از دیگر دیواره‌های آرامگاه است و برروی یک صخره بناشده است و علت سالم ماندنش نیز دسترسی نداشتن به‌این دیواره است . در ارتفاع۴ متری این دیواره یک ردیف سنگ‌کاری برجسته نمایان است .

ضلع جنوبی آرامگاه :
که در دوران گذشته بلندترین دیواره آن بوده و بر اثر هجوم سودجویان آثار عتیقه قسمت اعظم دیوار ویران شده است .

ضلع شرقی آرامگاه :
که این دیواره هم براثر غارتگری سودجویان از دو موضع حفاری غیر مجاز شده و آسیب جبران‌ناپذیری را بر پیکره این اثر وارد کرده‌اند .

ضلع جنوبی آرامگاه :
که بلندترین دیواره این بنا را تشکیل می‌دهد ، نسبتا سالم مانده و تنها ردیف سنگ‌کاری‌ بالای آن خراب شده . گویا در دوران گذشته سازمان میراث فرهنگی داربست فلزی را در کنار این دیوار برپا کرده که بدون تعمیر و مرمت آن ، سال‌هاست که رها شده است . در میانه و گرداگرد آرامگاه درهر یک متر یک سوراخ مربع شکل تعبیه شده که احتمالا برای این ساخته شده است که اگر باران وارد بنا شد بتواند به‌راحتی از این سوراه‌ها خارج شود . در محفظه داخلی آرامگاه از کف تا سقف از سنگ و ساروج فشرده پرشده که بسیار سخت و محکم می‌باشد .
روی سقف آن یک سنگ ۸ ضلعی موجود بوده که به‌وسیله سنگ‌های تراش خورده به‌صورت یک مقبره درآمده بوده است که متاسفانه بر اثر چپاول سودجویان تنها ۳ الی ۴ ضلع آن باقی مانده است . چپاولگران در زیر همین سنگ مقبره از ۲ طرف بالا و پایین به‌صورت تونلی حفر کرده‌اند و از ظواهر امر پیدا است که سودجویان چیزی پیدا نکرده‌اند . زیرا درون چهاردیواری آرامگاه تماما از سنگ و ساروج پرشده است . طول و عرض هر دیوار از هر طرف ۵ متر و ۸۰ سانتی‌متر است که به‌صورت مربع و بسیار استادانه و با اصول معماری ساخته شده است . ارتفاع این آرامگاه مربع شکل در هرطرف ضلع متفاوت است .

به‌دلیل اینکه بر روی تپه که دارای شیب و سنگ‌های صخره‌ای است ایجاد شده است ارتفاع تغییر می‌کند . اما در ضلع غربی ارتفاع آن نزدیک به‌ ۷ متر می‌رسد که احتمالا ارتفاع این آرامگاه بیشتر از این بوده است که به‌تدریج ویران شده است .
ابعاد سنگ‌های تراش خورده آرامگاه با یکدیگر تفاوت دارند . احتمالا بر بالای مقبره ۸ ضلعی اتاقی بوده است که به‌صورت ۴ اتاقی بازساخته شده بود که شاید برروی همین مقبره آتشدانی برپا بوده است و از فواصل دور دیده می‌شده . برخی می‌گویند که این ساختمان آتشکده‌ای بوده که در جشن‌ها و مراسم ویژه از آن استفاده می‌شده است .
در حقیقت این آرامگاه در بین دیگر آثار باستانی ایران مضلوم واقع شده است و حتی نامی از آن برده نمی‌شود و تنها در کتاب اقلیم پارس نوشته آقای مصطفوی چند سطر جزئی درباره‌اش نوشته شده و دیگرکتاب‌ها تنها به‌نام قبر جاماسب اکتفا کرده‌اند . در پایین و گرداگرد تپه قبرهای دوران پس از اسلام به چشم می‌خورد . سنگ قبرهایی که تاریخ هجری قمری آن در حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ پیش می‌باشد و بر روی اکثر سنگ قبرها درخت سرو حک شده است و می‌توان حدس زد که پس از ورود اسلام اهالی روستای گاره مرده‌های خودرا در پایین آرامگاه جاماسب حکیم دفن می‌کرده‌اند اما پس از سال‌های ۱۱۵۰ هجری قمری قبرستان این روستا به‌جای دیگری انتقال داده شده است .
برای مثال برروی سنگ قبری تاریخ ۱۱۱۶ حک شده است . روی برخی سنگ قبرها اشکال و خطوط عربی و کوفی و اشعار فارسی از شاعران نامی و گمنام به‌چشم می‌خورد که متاسفانه این قبرها هم از دستبرد دزدان آثار باستانی در امان نبوده‌اند .
چندین سنگ نوشته بزرگ به‌صورت کتیبه به‌انواع خطوط کوفی ، عربی در پایین آرامگاه به‌صورت نامنظم برروی هم انباشته شده . در پایین تپه جوی آب پاک و زلالی جاری است که باغ‌ها و روستای گاره را مشروب می‌سازد . این آب از کاریز « قنات » گاره سرچشمه می‌گیرد .

محلات جهرم را بیشتر بشتاسید؟؟

در فارسنامه ناصری محلات جهرم به صورت زیر تقسیم بندی شده اند: اسفریز ، دشتاب ، سنان ، صحرا ، گازران ، کلوان ، جبذر .در زمان حاج محمد حسن خان حاکم جهرم در سال ۱۲۵۶ قمری حصاری از خشت و گل گرداگرد چهار محل دشتاب، گازران ، اسفریز ، کلوان می سازند و چهار دروازه به نام های دروازه خان ، دروازه بی بی ، دروازه پیرشبیب ، دروازه گاوکشی برآن تعبیه می کنند که فقط دروازه پیر شبیب باقی مانده است.حصار مزبور به مرور ایام تخریب شده است گفته اند این حصار بسیار محکم بوده ودارای برج های بسیار بزرگی بوده که در دوران نا امنی قدیم از محلات در برابرهجوم محاجمین محافظت می کرده است .چون بین شهرمسیل یا رودخانه ای وجود داشته است نتوانسته اند حصار واحدی دور آن بکشند به همین دلیل حاج محمد حسن خان پس از بنای این حصار تصمیم گرفت برگرد محلات دیگرشهرهم حصاری بکشد اما اهالی محلات حاضربه پرداخت هزینه آن نشدند. روی هم رفته محلات داخل حصار به علت نزدیکی به دستگاه های حکومتی و دولتی آبادتر از سایر محلات گردیده و بازار و کاروان سرای شهر در این قسمت بنا شده و در نتیجه همین تماس آبادتر از سایر محلات گردید.در محله جبذر در دوران هرج و مرج ، اهالی این محله هر کدام برای حفظ خانه های خود برج و باروهای مستحکم ساخته بودند و شاید روی همین اصل و بنابر اطمینان خاطر از موقعیت خود حاضربه پرداخت هزینه حصار نشدند و افراد فقیر این محله نیز توانایی پرداخت آن را نداشتند.

این طور که از شواهد برمی آید محلات دشتاب،گازران،اسفریز،کلوان و جبذر از بقیه قدیمی ترند و بقیه به تدریج با توسعه شهر به آن افزوده شده اند.

۱٫دشتاب : علت نام گذاری آن: زمینهای آن درگذشته سرچشمه منابع آب زیادی بوده و سدی درون آب این ناحیه به نام بست بالا وجود داشته است.

۲٫گازران : مجاورت آن با محله دشتاب و وجود آب جهت شستشو ( گازر به معنی رختشویی)

۳٫اسفریز : اسپ ریز به معنای اسب.

۴٫کلوان : کل به معنای بزرگ و دان به معنای جایگاه (جایگاه بزرگان)

۵٫جبذر : اول جبه زر بوده بعد تبدیل شده به جبذر. بعضی ها می گویند ساکنان این محله جبه زری می پوشیدند ولی دقیق تر این است که از کلمه جوزار می آید که نشان می دهد قسمت عمده این محله زمینهای زراعی و باغ بوده است.

۶٫صحرا : در حاشیه جنوبی شهر واقع بوده و از اسم آن مشخص است.

۷٫علی پهلوان : محله ای به نام شخصی قدیمی که اطلاعات دقیقی از آن در دست نیست.

۸٫سنان : بعضی ها می گویند منسوب به شخصی بوده، بعضی می گویند به معنی سر نیزه است.

۹٫کوشکک : آبادی کوچکی بوده در سمت شرقی شهر و کم کم با توسعه شهر به آن وصل شده است.

۱۰٫مصلی : در جنوب این محله زمینی بوده است که مردم برای خواندن نماز به آنجا می رفتند.

۱۱٫حسن آباد : جزئی از محله گازران.

گود شیربند را بیشتر بشناسیم!!

گود شیربند ، که اسم آن هم از خاطره ها زدوده شده به نصّ تاریخ ، گودی بوده است به عمق ۳ و قطر ۳۰ ذرع ، که با ابتکار بزرگان جهرم ، در سال ۴۲۱ میلادی برای مبارزه بهرام گور و خوسرو بر سر جانشینی یزدگرد اول احداث شد

بزرگان جهرم به پا خواستند دگر مجلسی باز آراستند

بگفتند این تخت و این تاج شاه به نزد هزاران معین و گواه

میان دوشیرش گذاریم ما هر آنکس که شاهی کند ادّعا

بباید که با شیرهای ژیان هماورد گردد به نزد کسان

رباید به نیروی خود تاج را شهنشاهیش باشد آنگه روا

یکی گود آماده شد در شعاع که عمقش ، سه بد ، قطر آن سی ذراع

مبادا که شیران پرخاشمند توانند از آن گود بالا جهند

مردم جهرم ، برای جلوگیری از جنگ بیهوده و خونریزی ، مقرّر داشتند که تاج شاهنشاهی میان دو شیر وحشی قرار گیرد و هر یک از شاهزادگان مدعی سلطنت که موفق به قلع و قمع شیران و ربودن تاج گردد او را به سلطنت بپذیرند . و به طوری که میدانید ، پیروزی از آنِ بهرام پنجم ( بهرام گور ) شد و از سال ۴۲۱ تا ۴۳۸ م پادشاهی کرد

تا چند سال پیش محله ای به نام گود شیربند در جهرم وجود داشته است .

جهرم در طول تاریخ کهن خود ، زادگاه دانشمندان ، هنرمندان و نوابغ بسیار بوده است .

آنچه گفتم ، مشتی از خروار بود ورنه ، دیگر گفتنی بسیار بود

کتاب جهرم ( مرحوم حسین حقایق )

پوشش زنان جهرم در زمان گذشته + تصویر

چارقد : چارقد پارچه های چهارگوش یا مثلث شکل بود که معمولا از تور یا ململ سفید و یا الوان تهیه می گردید. در زیر گلو با سوزنی آنرا ثابت نگاه می داشتند. این سوزن ها در بین زنان اعیان اغلب از طلا ساخته شده و گاهی چند اشرفی کوچک طلا با آن آویخته شده بود.

یَل : کتهایی بود که معمولا از ترمه و یا مخمل و یا پارچه های دیگر دوخته می شد. این کتها بدون یقه و دارای آستین های تنگ بود.

شلیته : آنچه قطعی است شلیته در زمانهای قدیم معمول نبوده و لباس معمولی زنان پیراهن بلند و شلوار بوده است. بعدها پس از آنکه ناصرالدین شاه به اروپا رفته و لباس رقاصه ها را (Ballerine) ها را در اروپا دیده تصمیم گرفته که این شلیته ها را که شبیه دامنهای آن رقاصه ها بوده در دربار معمول کند که بعدا در سایر نقاط ایران متداول شده است. همان طور که تقریبا در نیم قرن قبل اکثر خانمها پوشیده (Jupon) (دامن هایی که در زیر دامن می پوشیدند) بین آنها مد شده بود تا دامن رویی فراختر و باز جلوه دهد.

شَمد یا چادر نماز : لباسی بود که به صورت نیم دایره دوخته شده بود و تنها در خانه در موقع مواجه شدن با فردی غریبه و یا هنگام عبادت می پوشیدند.

چادر و چاقچور : چادر لباسی بود که زنان در کوچه می پوشیدند و دوخت آن شبیه چادر نماز بود منتهی در جلوی آن قطعه پارچه مستطیل شکلی که طول آن از پائین تا کمرگاه، و عرض آن تقریبا نیم متر بود، از طرف داخل چادر، ضلع طولی این پارچه را به فاصله ۲۰ سانتیمتر از لبه چادر به آن می دوختند و بالای آن با رشته ای به کمر می بستند.در شهرهای بزرگ مانند تهران و غیرو، زنان شیک پوش، بر روی این قطعه افزوده شده با ابریشم مشکی گلدوزی و یا مشبک کاری و یا Brodrie دوزی می کردند این چادر بایستی از پارچه به رنگ سیاه باشد. گویا در دوران قدیم تر چادر های زنان شبیه همان چادر نماز معمولی بوده منتها پائین آن از جلو تا طول تقریبا یک متر به هم می دوختند. و جنس آن از پارچه هایی بوده که به آن مَلِه (Mala) می گفتند و رنگ آن گویا آبی و جنس کرباس بوده است. چاقچور یا دُلاغ (Dolaq) : چاقچور شلوارهای نیفه ای گشادی بوده که در محل سرپاچه آن، نزدیک قوزک پا، چین می دادند و از آنجا متصل به پوششی شبیه جوراب های ساقه کوتاه می شد. گاهی چاقجورها را از دو لنگه جداگانه به همان وضع فوق می دوختند که در این صورت به آن دُلاغ می گفتند.ضمنا این نکته باید یادآوری کرد که زنان موظف بودند در موقع عبور در خارج از خانه تمام صورت و دست و اندام خود را در چادر بپوشانند و تنها چشم خود را نمایان سازند و حتی در موقع خرید و یا گرفتن چیزی از شخص نامحرم، دست خود را در زیر چادر پنهان سازند.

slide1

slide2

وجه تسمیه جهرم

همای چهرزاد،دختر بهمن اسفندیار،یکی از پادشاهان مقتدر هخامنشی که مدت ۳۲ سال با درایت وشجاعت بر گستره ایران زمین سلطنت کرد،دشت سرسبز و پر نعمت جهرم کنونی را به عنوان شکارگاه دائمی و محل استراحت و تفریح خود بر گزید.
وی دستور داد در همان محل،کوشک زیبا و دل انگیز برای استراحت او بسازند.کوشک خود را به نام سرداری که مجری و ناظر طرح آن بود (کهرام) نام گذاری کرد.و رفته رفته به شهر کهرام خوانده شد.بعد از حمله اعراب کهرام به جَهرَم تبدیل شد و به علت سختی تلفظ،جهرم نام گرفت.البته در بعضی از منابع جهرم به معنی جای گرم هم آمده است.
دارالمومنین:

بدون شک نام بلند فقیه و مرجع تقلید،صاحب فتوای جهاد تنگستان علیه استعمار روس و انگلیس،حضرت ایت الله العظمی حاج عبدالحسین نجفی لاری (ره) و نوادگان و نتیجگان ان سلاه السادات از ان جمله مبارز و مجاهد نستوه امام جمه فقید جهرم حضرت ایت الله حاج سید حسین ایت اللهی(ره) و اسوه فظیلت و اخلاق حسنه حضرت ایت الله حاج سید ابراهیم حق شناس(ره) برای همه ایرانیان نامی اشنا می باشد.

جهرم شهری که با تقدیم ۱۲۰۰ شهید سرافرازش،حجاب زنان و عفاف مردانش در سال ۱۳۶۷ در لسان مقام معظم رهبری،دارالمومنین نام گرفت.