آی کیو باربد جهرمی

خسروپرویز، شبدیز را از میان اسبان خود بیشتر دوست می‌داشت و گفته بود هر کس خبر مرگ او را بدهد کشته خواهد شد. پس از مرگ شبدیز کسی را یارای آن نبود که این خبر را به خسرو بدهد و او را از مرگ شبدیز آگاه سازد. رییس دواب پادشاه به باربد متوسل می‌شود و از او می‌خواهد که به وسیله‌ی لحن‌ها و نغمه‌های موسیقی این خبر را به خسرو برساند. نوشته‌اند که باربد آهنگی می‌سازد که پادشاه پس از شنیدن آن فریاد برمی‌آورد که «شبدیز مرد.» باربد پاسخ می‌دهد که «آری.» بدین وسیله شاه از عهدی که کرده بود باز می‌گردد و رییس دواب از نگرانی فارغ می‌شود.

این داستان گذشته از رساندن مقام باربد نزد خسروپرویز و استادی و مهارت و تاثیر آهنگ‌های او، بیان‌گر این مطلب است که موسیقی ایران باید خیلی قوی و پیشرفته بوده باشد تا بتواند حالت‌های گوناگون از غم، شادی، خشم، نفرت، کینه و انواع عواطف و احساسات را برساند و موسیقی‌دان با نغمه و آهنگ منظور خود را به شنونده بفهماند، و او را تحت تاثیر احساس درونی خود قرار دهد.

این داستان در موزه لوور فرانسه قرار دارد

شخصیت بر جسته ی جهرم (فرج الله ایزدی)

شخصیت بر جسته ی جهرم
فرج الله ایزدی فرزند حاج محمد هادی در سال ۱۲۵۱شمسی در جهرم متولد شد . او از فضلای معاصر جهرم به حساب می آید . تخلص نام برده در اوائل (شعاع) و در اواخر (ایزدی) بوده است . وی شخصی بسیار فاضل بوده است. مرحوم ایزدی تا آخر عمر در آموزشگاه های جهرم به تدریس اشتغال داشت. (۱)کفالت فرهنگ جهرم رانیز به عهده داشت . متاسفانه با این که اشعار زیادی داشته است اما اقدامی برای جمع آوری تمام اشعارش نگردیده و به همین علت قسمت اعظم آن از بین رفته است برادر زاده آن مرحوم (مرحوم حسن ایزدی ) با نهایت علاقه به جمع آوری اشعار عموی خود پرداخت و آن ها را گرد هم آورده است . گر چه همه ی اشعار جمع آوری نشد ،بی گمان بیشتر آثار شعری ایزدی مدون گردیده است . از اشعار او یک غزل به نام (ندای دل ) در کتاب سخن سرایان پارس (۲) نیز چاپ شده است . مرحوم ایزدی نخستین کسی بود که در جهرم ریاضیات جدید را تدریس کرد . آن مرحوم برای دانش آموزان جهرمی سروده های بسیاری ساخته بود . در اعیاد و جشن های مذهبی نیز قصاید غرایی که از طبع ایزدی سر زده بود خوانده می شود . ایمان وپرهیزگاری او زبانزد همگان بود . اودر اردیبهشت ماه سال ۱۳۱۸شمسی ((ایزدی)) به رحمت ایزدی شتافت .
در اینجا شایسته است از همسر دانشمند و پارسای مرحوم ایزدی یاد کنیم که مرحومه (جان خانم)یکی از بانوان بی نظیر عصر خود بوده و زنان جهرم در محضر او حاضر می شدند و بهره می گرفتند . ((روحش شاد باد))
۱ـ مرحوم ایزدی در سال ۱۳۰۶شمسی ، تدریس را شروع کرد .
۲ـ سخن سرایان پارس ، جلد سوم

بر گرفته از کتاب بزرگان جهرم
تالیف محمد کریم اشراق

نمونه ای از اشعار ایزدی
باز آ قدمی به جانب گلشن زن دستی به دل چنگ ونی و ارغن (۱)زن
با دختر رز بگو که برقع بگشای گامی بدر از نشستگاه دن(۲)زن
****
امروز که دولت دهر گسترده بساط شد سنبل و لاله بس لگد کوب نشاط
ای بی خبران ساحت گلزار خوش است تا چند به بیغوله و اطراف سماط(۳)

۱ ارغنون ، نوعی سازه مانند پیانو
۲دن ، پست
۳ سماط ، (بکسرسین) سفره

منتظر اشعار بعدی باشید

(گرد آورنده: نسرین ایزدی )

شعر جهرمی

این شعر در وین سروده شده

میگن که وین قشنگه، این شهر ماها نیست

من جهرمیم ، هیچ جا مِثِ جهرم ما نیس

یک ذرّه گِلِش من نمیدم اَ صد اروپا

در فرنگیا هر چی باشه ، مهر و صفا نیس

عطر کوچه های جهرم ما مثل بهشته

اینجا از او عطرا ، از او باغا وگُلا نیس

پاکیّ وصفا مَل میزنه تو شهر جهرم

اینجا همه خوشگلَن، اما توشون حیا نیس

در جهرم ما عفت وپاکیّ و شرافت
اصلی است که در جای دیگه این خبرا نیس

نخلای بلندش که برافراشته سر را

گویای شکوهی است که در هیچ کجا نیس

تاریخ پر از حادثه اش گر که ، بخوانی

دانی که جز احسنت باین شهر روا نیس

در عطر دلاویز نسیمش به سحرگاه

یک رایحه ای هست ، که جز بوی وفا نیس

من قربون اون جهرم واون مردم خوبش

هر جا میرم پاک تر از جهرم ما نیس

اثر حسین حقایق جهرمی

باربد جهرمی (موسیقیدان بی نظیر)

“باربد” موسیقیدان بی نظیر و مخترع نثر مسجع که در عصر خسروپرویز زندگی میکرده اشاره کرد که آهنگهای زیبا ی او بعد از صدها سال همچنان شنیدنی و جزو گوشه های قابل تامل در موسیقی ایران است، از داستان زندگی وی اخبار چندانی در دست نیست و آنچه در ذیل میخوانید جمع آوری تکه هایی از کتابهای مستند تاریخی با ذکر نشانی آنهاست.

اصل او را جهرم(از توابع شیراز) میدانند و داستان زندگی وی را ثعالبی این چنین نقل میکند:

روزی به” سرکش “رییس رامشگران مجالس خصوصی خسرو پرویز خبررسید جوانی مروی که زبردست ترین نوازندگان عود است و صدایی خوش دارد به دربار آمده تا به عنوان رامشگر به حضور شاه باریابد. سرکش که از این خبر مضطرب شده بود به هر وسیله ای متوسل شد تا وی را از مجامع نزدیک شاه دور سازد. پیشخدمتان و در باریان را تطمیع نمود و از دوستان و میهمانان درخواست کرد تا نامی از وی به میان نیاورند.

باربد نیز اندیشه کرد و با تطمیع نگهبان باغی که شاه برای گردش به آنجا میرفت، باسازش(عود) به آنجا قدم گذارده و با لباسی سبز بر بالای درختی که بر محیط مسلط بود مخفی شد و به انتظار نشست تا آنکه شاه وارد شد؛ هنگامی که شاه جامی بدست گرفت، باربد عودش را برداشت و آوازی ساده و دل انگیزبه نام “یزدان آفرید” را نواخت که شاه از شنیدنش شاد شد و نام رامشگر را پرسید. اما کسی او را نیافت. وقتی شاه جام دوم را برداشت، باربد آوازی دیگر سر داد چنانکه خسرو میگفت:”همه اعضای بدنم میخواند برای بهره بردن از آن سراپا گوش شوند” و امر کرد رامشگر را بیابند که این بار نیز کسی او را نیافت. سرانجام خسرو پروز جام سوم را نوشید و این دفعه باربد با نوایی شکوه آمیز و صدای گرمش حضار را مبهوت کرد و آهنگی که میخواند “سبز اندر سبز” نام داشت که بداهه سرایی بود و در آن به مخفیگاهش اشاره مینود. خسرو بپاخاست و گفت:” این آواز بی شک از فرشته ای برمیخیزد که پروردگار برای خوشی من فرستاده ” و از رامشگر در خواست کرد خود را نشان دهد . باربد از درخت پایین آمد و برشاه تعظیم نمود. شاه هم مقدمش را گرامی داشت و جویای ماجرا شد سپس او را از نزدیکان خود ساخته و در مقام رییس رامشگران جایش داد.

معنی کلمه” بار بد” که بار یعنی اجازه و بد یعنی خداوند و دارنده است و کلا” بمعنی وزیر دربار است، گواه بر این سخن است که او در دربار خسروپرویز مقامی والا داشته و رعیت به واسطه وی به حضور شاه میرسیدند.

باربد برای هرروزی از ایام هفته نغمه ای ساخت که به نام “طرق الملوکیه ” معروف است و نیز برای سی روز ماه به نام “سی لحن باربد” و همچنین ۳۶۰ روز سال ]بدون خمسه مسترقه [ ۳۶۰ نوای خاص سرود.
همچنین اخبار مهمی توسط باربد به صورت نغماتی نغز به شاه گفته شدند مانند این خبر که مولف تاریخ ایران در زمان ساسانیان به نقل از همدانی و ثعالبی آورده:

“شبدیز” نام اسب معروف خسرو بود که خسرو علاقه ای بسیار به آن داشت و قسم خورده بود هرکس خبر هلاکش رابدهد، او رامیکشد. روزی که شبدیز مرد، میر آخور هراسان شد و به باربد پناه برد. باربد هم ضمن آوازی آن را با ایهام و تلمیح به شاه گفت؛ شاه فریاد برآورد که” ای بدبخت ! مگر شبدیز مرده؟” خواننده در پاسخ گفت “شاه خود چنین فرماید”. خسرو که جوابی برای گفتن نداشت، گفت”بسیار خوب ، هم خود را نجات دادی و هم دیگری را “. خالد الفیاض شاعر قرن ۸ میلادی این داستان را به زیبایی به نظم در آورده.

نام ۳۰ لحن ساخته باربد چنین است:کین ایرج – کین سیاووش- باغ شیرین – اورنگی- آرایش خورشید-ماه ابر گوهان(ماه بالای کوهسار)- تخت طاقدیس- گنج باد آورد- گنج گاو(گنج کاووس)- شبدیز – سروستان – آیین جمشید- حقه کاووس- راح روح- رامش جان- سبز در سبز – سروسهی- شادروان مروارید- شب فرخ- قفل رومی –گنج سوخته- مشکدانه- مروای نیک- مشکمالی- مهرگانی(مهربانی)- ناقوسی- نوبهاری- نوشین باده- نیمروز- نخجیرانی.( پشت هر کدام از این اسامی، آهنگ هایی زیبا و داستانهایی است که نقل و توصیف آن خارج از حوصله این مکان است.)

در خصوص مرگ باربد اقوال مختلفی است وفردوسی این چنین میگوید که:

هنگامی که خسرو پرویز بدست فرزندش”شیرویه” بزندان افتاد ؛ باربد با رنگی پریده و اندوه بار به خانه ای که خسرو در آنجا زندانی بود رفت و در برابر او آهنگی نوحه آمیز از ساخته هایش را میخواند و چهار انگشت خود را بریده و به خانه بر میگردد و آتشی افروخته و همه سازهایش را میسوزاند.

عده ای هم میگویند او بوسیله سرکش به قتل میرسد.

جهرم در روایت شاهنامه(قسمت دوم)

فردوسی مجدداً در شرح داستان دختر مهرک درباره جهرم می نویسد:
به جهرم فرستاد چندی سوار یکی مرد جوینده و کینه دار
چو آگه شد دخت مهرک بجست شد از خان مهرک،به کنجی نشست
درگر باره فردوسی درباره جهرم وبهرام گور چنین می سراید:
خود و شاه بهرام با رای زن نشستند و گفتند بی انجمن
گزین کردش از تازیان سی هزار همه نیزه دار از در کارزار
چو منذر به نزدیکجهرم رسید بر آن دشت بی آب لشکر کشید
سرا پرده زد نیز بهرام شاه به گرد اندر آمد زهر سو سپاه
به منذر چنین گفت کای رای زن به جهرم کشیدی زشهر یمن
کنون جنگ سازیم یا گفتگوی چو لشکر بردی اندر آرند سو
در این اشعار کاملاً مشخص است که در زمان بهرام گور هم دشت جهرم از آب بی بهره بوده است. هم چنان که اینک چنین است،سپس جنگ اتفاق نمی افتد.در این باره فردوسی می افزاید:
من این دشت جهرم چو دریا کنم ز خورشید تابان ثریا کنم
فردوسی،شاعر حماسی ایران در جایی دیگر می سراید:
ز جهرم فرخ زاد را خواندند بدان تخت شاهیش بنشاندند
بدین ترتیب فرخزاد،شاهزاده ساسانی،در جهرم بوده است که وی را به سلطنت بر می خوانند به عبارت دیگر جهرم مرکزی است که محل اقامت این شاهزاده ساسانی است بنابراین باید محلی خوب وقابل زندگی یکی از شاهزادگان ساسانی باشد و احتمالاً همان حالت شهر تبریز را دوره قاجاریه داشته که ولیعهدهای قاجاری در آن جا زندگی می کردند.
این موضوع در فارسنامه ابن بلخی به صراحت بدین صورت آمده است:
{ودر روزگار ملوک فارس،جهرم}چون پارس… رحمه اللّه علیهم بود این جهرم در جمله مواجب ولیعهد نهاده بودند چنانک هر کس ولیعهد شدی جهرم او را بودی…}

آرامگاه جاماسب حکیم

ضلع شمالی آرامگاه :
که خوشبختانه سالمترین بخش این ساختمان می‌باشد کوتاه‌تر از دیگر دیواره‌های آرامگاه است و برروی یک صخره بناشده است و علت سالم ماندنش نیز دسترسی نداشتن به‌این دیواره است . در ارتفاع۴ متری این دیواره یک ردیف سنگ‌کاری برجسته نمایان است .

ضلع جنوبی آرامگاه :
که در دوران گذشته بلندترین دیواره آن بوده و بر اثر هجوم سودجویان آثار عتیقه قسمت اعظم دیوار ویران شده است .

ضلع شرقی آرامگاه :
که این دیواره هم براثر غارتگری سودجویان از دو موضع حفاری غیر مجاز شده و آسیب جبران‌ناپذیری را بر پیکره این اثر وارد کرده‌اند .

ضلع جنوبی آرامگاه :
که بلندترین دیواره این بنا را تشکیل می‌دهد ، نسبتا سالم مانده و تنها ردیف سنگ‌کاری‌ بالای آن خراب شده . گویا در دوران گذشته سازمان میراث فرهنگی داربست فلزی را در کنار این دیوار برپا کرده که بدون تعمیر و مرمت آن ، سال‌هاست که رها شده است . در میانه و گرداگرد آرامگاه درهر یک متر یک سوراخ مربع شکل تعبیه شده که احتمالا برای این ساخته شده است که اگر باران وارد بنا شد بتواند به‌راحتی از این سوراه‌ها خارج شود . در محفظه داخلی آرامگاه از کف تا سقف از سنگ و ساروج فشرده پرشده که بسیار سخت و محکم می‌باشد .
روی سقف آن یک سنگ ۸ ضلعی موجود بوده که به‌وسیله سنگ‌های تراش خورده به‌صورت یک مقبره درآمده بوده است که متاسفانه بر اثر چپاول سودجویان تنها ۳ الی ۴ ضلع آن باقی مانده است . چپاولگران در زیر همین سنگ مقبره از ۲ طرف بالا و پایین به‌صورت تونلی حفر کرده‌اند و از ظواهر امر پیدا است که سودجویان چیزی پیدا نکرده‌اند . زیرا درون چهاردیواری آرامگاه تماما از سنگ و ساروج پرشده است . طول و عرض هر دیوار از هر طرف ۵ متر و ۸۰ سانتی‌متر است که به‌صورت مربع و بسیار استادانه و با اصول معماری ساخته شده است . ارتفاع این آرامگاه مربع شکل در هرطرف ضلع متفاوت است .

به‌دلیل اینکه بر روی تپه که دارای شیب و سنگ‌های صخره‌ای است ایجاد شده است ارتفاع تغییر می‌کند . اما در ضلع غربی ارتفاع آن نزدیک به‌ ۷ متر می‌رسد که احتمالا ارتفاع این آرامگاه بیشتر از این بوده است که به‌تدریج ویران شده است .
ابعاد سنگ‌های تراش خورده آرامگاه با یکدیگر تفاوت دارند . احتمالا بر بالای مقبره ۸ ضلعی اتاقی بوده است که به‌صورت ۴ اتاقی بازساخته شده بود که شاید برروی همین مقبره آتشدانی برپا بوده است و از فواصل دور دیده می‌شده . برخی می‌گویند که این ساختمان آتشکده‌ای بوده که در جشن‌ها و مراسم ویژه از آن استفاده می‌شده است .
در حقیقت این آرامگاه در بین دیگر آثار باستانی ایران مضلوم واقع شده است و حتی نامی از آن برده نمی‌شود و تنها در کتاب اقلیم پارس نوشته آقای مصطفوی چند سطر جزئی درباره‌اش نوشته شده و دیگرکتاب‌ها تنها به‌نام قبر جاماسب اکتفا کرده‌اند . در پایین و گرداگرد تپه قبرهای دوران پس از اسلام به چشم می‌خورد . سنگ قبرهایی که تاریخ هجری قمری آن در حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ پیش می‌باشد و بر روی اکثر سنگ قبرها درخت سرو حک شده است و می‌توان حدس زد که پس از ورود اسلام اهالی روستای گاره مرده‌های خودرا در پایین آرامگاه جاماسب حکیم دفن می‌کرده‌اند اما پس از سال‌های ۱۱۵۰ هجری قمری قبرستان این روستا به‌جای دیگری انتقال داده شده است .
برای مثال برروی سنگ قبری تاریخ ۱۱۱۶ حک شده است . روی برخی سنگ قبرها اشکال و خطوط عربی و کوفی و اشعار فارسی از شاعران نامی و گمنام به‌چشم می‌خورد که متاسفانه این قبرها هم از دستبرد دزدان آثار باستانی در امان نبوده‌اند .
چندین سنگ نوشته بزرگ به‌صورت کتیبه به‌انواع خطوط کوفی ، عربی در پایین آرامگاه به‌صورت نامنظم برروی هم انباشته شده . در پایین تپه جوی آب پاک و زلالی جاری است که باغ‌ها و روستای گاره را مشروب می‌سازد . این آب از کاریز « قنات » گاره سرچشمه می‌گیرد .

بزرگان جهرم

۱- رحمت اله حقدان – متولد ۱۳۱۵ – فوق لیسانس زبان وادبیات فارسی را از مدرسه مطالعات شرقی دانشگاه لندن – و مدیر کل امور دانشجوئی وزارت علوم

۲- محمد نیستانی – متولد ۱۳۰۹ – پی اچ دی مهندسی ابیاری از دانشگاه فنی دانشگاه یوتالوگان اخذ کرده – کارشناس صندوق توسعه کشاورزی ایران بوده است

۳- جلال طوفان – ناشر کتاب جهرم

۴- حسین حقایق – ناشر کتاب های شهر جهرم – شعر جهرم – باربد کی بود؟

۵- باربد – متولد ۵۸۲ میلادی – اختراع نت موسیقی و موسیقی دان دربار خسرو پرویز

۶- ابوطالب جهرمی از خطاطان بنام جهرم بوده ات. بخصوص در خط نسخ ، شیوه استادانه داشته

۷- احمد عیانی – مولف فارسنامه ناصری

۸- احمد واحدی – از شعرا و وعاظ جهرم بوده است.

۹- حضرت آیت اله حسین آیت الهی

۱۰٫ حضرت آیت اله حق شناس

۱۱- افشین قطبی – مربی اسبق – در جهرم به دنیا امد.

باربَد جهرمی

باربَد موسیقی دان و اختراع کننده نت بوده است. او در دربار خسرو پرویز بوده است.او در سال ۵۹۰ میلادی متولد شده ودر سال۶۲۷ میلادی در سن۳۷ سالگی بدرود حیات گفته است. باربد دارای ۳۶۰ اهنگ بوده و هر روز یکی از اهنگ ها را برای خسرو پرویز می نواخته است.
از شاهنامه فردوسی می توان پی برد که باربَد جهرمی است. بر اساس انچه فردوسی سروده است بین باربَد و سرکس که یکی دیگر از مطربان خسرو پرویز بوده رقابت و دشمنی وجود داشته است.

بنابر انچه در شاهنامه امده وقتی خسرو پرویز به زندان فرزندش شیرویه می افتد باربَد از جهرم به طیسفون امده و خود را به زندان شاه می رساند.

کنون شیون باربَد گوش کن جهان را سراسر فراموش کن

ز جهرم بیامد سوی طیسفون پراز اب مژگان دل پر ز خون

پس از مرگ خسرو پرویز باربَد سوگند می خورد که دیگر چنگ نزند لذا انگشتان خود را قطع می کند وچنگ را به اتش می اندازد.

ببرید هر چار انگشت خویش بریده همی داشت در دست خویش

چو در خانه شد اتشی بر فروخت همه الت خویش یکسر بسوخت