جهرم در روایت شاهنامه ( قسمت اول )

فردوسی در مورد جهرم و جنگ دارا با اسکندر چنین می سراید:
جهاندار دارا به جهرم رسید که آنجا بُدی گنج ها را کلید
همه مهتران پیشواز آمدند پر از درد و گرم وگداز آمدند
زجهرم بیامد به شهر ستخر که آزادگان را بدان مفتخر

فردوسی با این اشعار نشان می دهد که جهرم در زمان هخامنشیان وجود داشته و دارای موقعیت خاصی بوده است.
فردوسی درجایی دیگر درباره جهرم و اردشیر بابکان می سراید:
یکی نامور بود نامش نباک ابا آلت ولشگر ورای پاک
که بر شهر جهرم بُد او پادشاه جهاندیده با داد و فرمانروا
مر اورا خجسته پسر بود هفت چوآگه شد ازپیش بهمن برفت
بیامد سوی نلمور اردشیر ابا لشکر و کوس وبا داروگیر
در این ابیات می بینیم که نباک یا به روایاتی دیگر تباک وفواک شاه سلطان جهرم و به عبارت دیگر حاکم و فرمانروای جهرم بوده است و به سپهسالاری اردشیر بابکان انتخاب می شود.
موضوع مهرک که در برخی از کتاب ها آمده،در ابتدا در شاهنامه فردوسی آمده است. فردوسی وی را مهرک نوشزاد می نامد و می گوید که از نژاد کیان بوده است.
برطبق روایت شاهنامه مهرک با لشکری بزرگبه پایتخت اردشیر بابکان حمله می کند و زندگی او راتاراج می نماید:
به جهرم یکی مرد بود کی نژاد کجا نام او مهرک نوشزاد
چو آگه شد از رفتن اردشیر وزان ماندنش بر لب آبگیر
زجهرم بیامد به ایوان شاه ز هرسو بیاورد بیمر سپاه
همه گنج او را به تاراج داد به لشکر بسی بدر هو تاج داد
چو آگاهی آمد به شاه اردشیر پر اندیشه شد بر لب آبگیر
همی گفت ناساخته خانه را چرا خواستم جنگ بیگانه را
بزرگان لشکرش را پیش خواند ز مهرک فراوان سخنها براند
مهرک برطبق روایت فردوسی جهرمی بوده است و از طرفی موضوع مهرک در کارنامه اردشیر بابکان و نیز تاریخ کامل این اثر آمده است.در کارنامه اردشیر بابکان بدین صورت آمده است:
((مترک ی انوشک ژاتان اژ هم پارس …))
کسروی این واژه (ژاتان)را به معنی جهرم یا جهرمیک دانسته و مهرک را جهرمی می داند در حالی که در تاریخ کامل ابن اثیر مهرک را از اردشیر خوره می داند که همان شهر فیروزآباد می باشد.

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *