نوشته‌ها

آی کیو باربد جهرمی

خسروپرویز، شبدیز را از میان اسبان خود بیشتر دوست می‌داشت و گفته بود هر کس خبر مرگ او را بدهد کشته خواهد شد. پس از مرگ شبدیز کسی را یارای آن نبود که این خبر را به خسرو بدهد و او را از مرگ شبدیز آگاه سازد. رییس دواب پادشاه به باربد متوسل می‌شود و از او می‌خواهد که به وسیله‌ی لحن‌ها و نغمه‌های موسیقی این خبر را به خسرو برساند. نوشته‌اند که باربد آهنگی می‌سازد که پادشاه پس از شنیدن آن فریاد برمی‌آورد که «شبدیز مرد.» باربد پاسخ می‌دهد که «آری.» بدین وسیله شاه از عهدی که کرده بود باز می‌گردد و رییس دواب از نگرانی فارغ می‌شود.

این داستان گذشته از رساندن مقام باربد نزد خسروپرویز و استادی و مهارت و تاثیر آهنگ‌های او، بیان‌گر این مطلب است که موسیقی ایران باید خیلی قوی و پیشرفته بوده باشد تا بتواند حالت‌های گوناگون از غم، شادی، خشم، نفرت، کینه و انواع عواطف و احساسات را برساند و موسیقی‌دان با نغمه و آهنگ منظور خود را به شنونده بفهماند، و او را تحت تاثیر احساس درونی خود قرار دهد.

این داستان در موزه لوور فرانسه قرار دارد

پوشش مردان جهرم در زمان گذشته

لباس مردان جهرمی در قدیم عبارت بود از:آرخالق یا قبا – تنبان – پیراهن – شال – کلاه – سرداری – کفش
آرخالق :لباسهای بلندی بود که لبه آنها بر روی هم قرار می گرفت و به جای تکمه امروزی، از تکمه و مادگی برای بستن آن لبه ها استفاده می شد. تکمه قطعه ی قیطانی بود که در لبه دیگر لباس دوخته و تکمه در آن قرار می گرفت. قباها دارای دو جیب بزرگ بودند که در طرفین آن شبیه جیب های شلوارهای امروزی قرار داشتند. قباها را از هرگونه پارچه از قبیل (ترمه، استبرق={دیبا، که پارچه ای پر زرق و برق بوده} فاستونی و غیره) می دوختند. گاهی قباها را آستر می کردند تا ضخیم تر شود.

تنبان :شلوارهای بود نیفه دار که بندی از میان نیفه آن می گذشت. معمولا تنبان را از { دبیت } که رنگ سیاهی داشت می دوختند. پاچه تنبان کارگران معمولا گشاد تر بود.

پیراهن :با امروز تفاوت چندانی نداشت جز آنکه یقه آنها از کنار شانه با یک تکمه باز و بسته می شد.

شال : پارچه ای به پهنای نیم متر با طول متفاوت از یک متر تا چند متر، معمولا از چلوار سفید رنگ تهیه می شد و به دور کمر می بستند. افرادی که خود را سید و اولاد پیغمبر می دانستند، معمولا شال آنها کوتاه و سبز رنگ بود. شال ها بر حسب وضع اجتماعی افراد، ضخیم و یا نازک بسته می شد، شال افراد ماجراجو و گردن کلفت، کلفت تر و بزرگتر بود. جای (قمه، پیشتو{هفت تیر}، چوب، چپق، کیسه پول) همگی در شال بود.

کلاه:کلاه ها عموما از نمد و به شکل نیمکره یا استوانه توسط نمدمالها ساخته می شد.

سرداری:پالتوهای بلندی که گاهی با یقه و گاهی بدون یقه بود. سرداری ها چیندار بوده و در عقب چاکی داشتند.

کفش:کفش مردان عموما ملکی (گیوه) بود چون اُرسی در آن دوران معمول نبود کفش کارگران کلفت و محکم و کفش اعیان بسیار لطیف و دارای کف نازک بود

پوشش زنان جهرم در زمان گذشته + تصویر

چارقد : چارقد پارچه های چهارگوش یا مثلث شکل بود که معمولا از تور یا ململ سفید و یا الوان تهیه می گردید. در زیر گلو با سوزنی آنرا ثابت نگاه می داشتند. این سوزن ها در بین زنان اعیان اغلب از طلا ساخته شده و گاهی چند اشرفی کوچک طلا با آن آویخته شده بود.

یَل : کتهایی بود که معمولا از ترمه و یا مخمل و یا پارچه های دیگر دوخته می شد. این کتها بدون یقه و دارای آستین های تنگ بود.

شلیته : آنچه قطعی است شلیته در زمانهای قدیم معمول نبوده و لباس معمولی زنان پیراهن بلند و شلوار بوده است. بعدها پس از آنکه ناصرالدین شاه به اروپا رفته و لباس رقاصه ها را (Ballerine) ها را در اروپا دیده تصمیم گرفته که این شلیته ها را که شبیه دامنهای آن رقاصه ها بوده در دربار معمول کند که بعدا در سایر نقاط ایران متداول شده است. همان طور که تقریبا در نیم قرن قبل اکثر خانمها پوشیده (Jupon) (دامن هایی که در زیر دامن می پوشیدند) بین آنها مد شده بود تا دامن رویی فراختر و باز جلوه دهد.

شَمد یا چادر نماز : لباسی بود که به صورت نیم دایره دوخته شده بود و تنها در خانه در موقع مواجه شدن با فردی غریبه و یا هنگام عبادت می پوشیدند.

چادر و چاقچور : چادر لباسی بود که زنان در کوچه می پوشیدند و دوخت آن شبیه چادر نماز بود منتهی در جلوی آن قطعه پارچه مستطیل شکلی که طول آن از پائین تا کمرگاه، و عرض آن تقریبا نیم متر بود، از طرف داخل چادر، ضلع طولی این پارچه را به فاصله ۲۰ سانتیمتر از لبه چادر به آن می دوختند و بالای آن با رشته ای به کمر می بستند.در شهرهای بزرگ مانند تهران و غیرو، زنان شیک پوش، بر روی این قطعه افزوده شده با ابریشم مشکی گلدوزی و یا مشبک کاری و یا Brodrie دوزی می کردند این چادر بایستی از پارچه به رنگ سیاه باشد. گویا در دوران قدیم تر چادر های زنان شبیه همان چادر نماز معمولی بوده منتها پائین آن از جلو تا طول تقریبا یک متر به هم می دوختند. و جنس آن از پارچه هایی بوده که به آن مَلِه (Mala) می گفتند و رنگ آن گویا آبی و جنس کرباس بوده است. چاقچور یا دُلاغ (Dolaq) : چاقچور شلوارهای نیفه ای گشادی بوده که در محل سرپاچه آن، نزدیک قوزک پا، چین می دادند و از آنجا متصل به پوششی شبیه جوراب های ساقه کوتاه می شد. گاهی چاقجورها را از دو لنگه جداگانه به همان وضع فوق می دوختند که در این صورت به آن دُلاغ می گفتند.ضمنا این نکته باید یادآوری کرد که زنان موظف بودند در موقع عبور در خارج از خانه تمام صورت و دست و اندام خود را در چادر بپوشانند و تنها چشم خود را نمایان سازند و حتی در موقع خرید و یا گرفتن چیزی از شخص نامحرم، دست خود را در زیر چادر پنهان سازند.

slide1

slide2